کاش...ای کاش...!

کاش قلبهامان دروازه پیمایش هر رهگذر نیک روی نبود....

کاش چشمانمان بی هیچ دلیل تماشاگر پرواز پرستوها بود....

کاش..ای کاش  هیچ دری بسته به روی غنچه نوروی احساس نبود...

کاش دست هر سربازی شاخه ای مریم بود،و چنان آرام که اگر ترسی هم بود...

ترس شبنم از ترک چنان محمل بود...

کاش انسان،انسان بود....

آری کاش انسان،انسان می مانند....

 

/ 0 نظر / 16 بازدید